همه چیز درباره شب یلدا

شب یلدا (شب چله)

دي ماه، در ایران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستین روز ماه دي - که موضوع این جستار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بیست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز یکی بود .

امروز، از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دي ماه، یا شب یلدا، را جشن می گیرند. یعنی آخرین شب پائیز،نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدي و درازترین شب سال .

واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید ( مهر، میترا ) و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنیروز تولد ( مهر ) شکست ناپذیر نامند .

بنابر باور پیشینیان، در پایان این شب دراز، که اهریمنی و نامبارکش می دانستند ( و می دانند )، تاریکی شکست مینام این روز میلاد اکبر است، ... » : خورد، روشنایی پیروز و خورشید زاده می شود و روزها رو به بلندي می نهد، ومقصود از آن انقلاب شتوي است. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می شود، و آدمیان نشو «. و نما آغاز می کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي می آورند

زایش خورشید و آغاز دي را، آیین ها و فرهنگ هاي بسیاري از سرزمین هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگونروزي که خورشید از چنگ شب هاي اهریمنی نجات می یافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود .

در سده چهارم میلادي بر اثر اشتباهی که در محاسبه کبیسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد میترا دانسته و تولد عیسی مسیح را نیز در این آغاز سال قرار دادند. اشاره سنایی نیز به این تقارن است:

به صاحب دولتی پیوند، اگر نامی همی جویی                  که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا

بنا بر این نویل اروپایی (سالروز تولد مسیح) همان شب یلدا است، و نویل واقعی، یعنی انقلاب شتوي در سی آذربرابر با بیست و یکم دسامبر است .

از مقاله ها و پژوهشهاي فراوانی که درباره یلدا شده، در لغت نامه دهخدا، چکیده اي از برهان قاطع، انندراج، حواشی علامه قزوینی بر آثار الباقیه شرح پور داود بر یشت ها، فرهنگ فارسی دکتر معین و یادداشت هاي مرحومدهخدا آورده، که نقل آن بی مناسبت نخواهد بود :

یلدا لغت سریانی است به معنی میلاد عربی، و چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می کرده اند، از این رو، بدین نام نامیده اند. باید توجه داشت که جشن میلاد مسیح که در 25 دسامبر تثبیت شده، طبق تحقیق، در اصل جشنظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادي آن را روز تولد مسیح قرار دادند. یلدا اول زمستان و شب آخرپاییز است که درازترین شب هاي سال است. و در آن شب، یا نزدیک بدان، آفتاب به برج جدي تحویل می کند وقدما آن را سخت شوم و نامبارك می انگاشتند. در بیشتر نقاط ایران در این شب مراسمی انجام می شود.

شاعران زلف یار و همچنین روز هجران را از حیث سیاهی و درازي بدان تشبیه کنند. و از شعرهاي برخی از شاعران مانندسنائی، معزي، خاقانی و سیف اسفرنگی، رابطه بین مسیح و یلدا ادراك می شود. یلدا برابر با شب اول جدي و شبهفتم دي ماه جلالی و شب بیست و یکم دسامبر فرانسوي است .

انگیزه هاي پایدار ماندن این جشن را می توان، از جمله بدین گونه برشمرد:

1) شب زایش خورشید ( مهر ) است، از باورهاي دینی کهن.

2) بلند ترین شب سال، یعنی طولانی ترین تاریکی است، نشانه اهریمنی شبی شوم و ناخوشایند که از فردا به کوتاهی می گراید.

3) پایان برداشت محصول صیفی و آغاز فصل استراحت در جامعه کشاورزي است. همه قشرها و گروههایی که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستین روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي کشاورزان شرکت می کنند .

و ... در این روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست می کرد و در یک سفره با ایشان غذا می خورد، و می »

«. گفت (...) قوام دنیا به کارهایی است که به دست شما می شود

آیین و جشن شب یلدا و یا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامی سرزمین کهنسال ایران و در بین همه قشرها و خانواده ها برگزار می شود .

یلدا را همچنین می توان جشن و گردهمایی خانوادگی دانست. در شب یلدا خویشاوندان نزدیک در خانه بزرگ خانواده گرد می آیند. به بیانی دیگر در سرماي آغازین زمستان، دور کرسی نشستن و تا نیمه شب میوه و آجیل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ویژگی هاي شب یلدا است .

جشن خانوادگی : برگزاري مراسم یلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آیینی خانوادگی است، و گردهمایی ها بهخویشاوندان و دوستان نزدیک محدود می شود. در کتاب ها و سندهاي تاریخی به برگزاري مراسم شب یلدا اشاره اي نشده است. ابوریحان بیرونی از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتی و پادشاهی یاد می کند و نامی از شب یلدا در میان نیست، که می توان به دلیل خانوادگی و همگانی و غیر رسمی بودن آن دانست .

کنار کرسی : بی گمان براي جوانان نسل امروز کرسی گذاشتن، کنار یا دور کرسی نشستن نیاز به توضیح و توصیف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جدید - و نیز عامل هاي دیگر - کرسی و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشی سپرده است. در زمستانها، استفاده از کرسی براي گرم کردن خانه و دور کرسی نشینی معمولا از شب یلدا،نخستین شب زمستان، شروع می شد و تا پایان چله بزرگ - و در برخی خانواده ها تا پایان چله کوچک - ادامهداشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسی، که روي آن را میوه و آجیل پوشانده بود، می نشستند .

تا می توان ز فرش چو کرسی جدا مباش آتش به فرق ریز و مکن اختیار برف ( میرالهی همدانی )

خوراك : در همه جشن ها و آیین ها، در جامعه هاي ابتدایی یا متمدن، خوردن و آشامیدن بخشی از مشغولیت ها و سرگرمی هاي جمع را تشکیل می دهد .

براي شب یلدا، خوراك ویژاه اي نمی شناسم، و تهیه شام بستگی به وضع اقتصادي و روند تغذیه خانواده دارد.خوردنی هاي ویژه شب یلدا میوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سیب، خیار، به و مانند آن است. میوه هایی که می بایستی در این شب تمامی آنها بجز سیب و به خورده شود و چیزي براي فردا، یعنی فرداي زمستان باقی نماند. میوه هایی را که شب یلدا بر آن می گذشت نمی خوردند .

به یاد دارم، تا سال 1323 که در کوهبنان ( از بخش هاي کرمان ) بودم، در خانه روستایی ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم می گذاشتند و انگور را یا همچنان که بر درخت بود، در کیسه ها می کردند و یا در جایی خنک به بند می آویختند. و در شب یلدا تمامی آنها می بایستی خورده شود .

آجیل و شب چره که شامل دانه هایی چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجیر و توت خشک است، در بسیاري از شب نشینی ها، مهمانی ها و گردش ها فراموش نمی شد. ولی در شب یلدا می بایست ( و می باید ) بر سر سفره باشد. خوردنی هاي شب یلدا، در واقع، میوه و آجیل است نه غذا. برخی از خانواده ها در شب یلدا، پساز خوردن شام، براي شب نشینی شب یلدا به خانه خویشاوند بزرگتر می روند .

فال حافظ : یکی از رسم هاي شب یلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آیین هاي دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ( که بایستی چنین باشد )، ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا - و نیز در تیرما سیزه شو ( جشن تیرگان در مازندران ) - در سده هاي اخیر به رسم هاي شب یلدا افزوده شده است .

فال حافظ گرفتن، در شب نشینی هاي زمستان و مناسبت هایی چون چهارشنبه آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سیزده صفر، بعد ازظهر سیزده بدر، تیرما سیزه شو ( جشن تیرگان در مازندران ) نیز از باورهاي همگانی است ر... و در شب یلدا گویا بیشتر وصف الحال است. ممکن است در شب یلدا، براي فال حافظ گرفتن، به خانً ملا و باسواد محل رفت :

در روستاي کاورد دودانگه ساري، خواندن کتاب حافظ چندان رونقی ندارد. تنها در سال یک بار، آن هم در شب یلدا از دیوان حافظ فال می گیریم. براي فال گرفتن غروب شب یلدا همسایگان و نزدیکان، با آجیل و میوه به خانه ملاي ده می رویم، که فال ما را گرفته و ببیند چه سرگذشتی درباره ما نوشته است .

همه رسم ها و آیین هاي شب یلدا را ( بجز دور کرسی نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسی بنشاند ) تا آنجا که پژوهشها اجازه می دهد، در همه شهرها و آبادي ها سراغ داریم . پژوهش و مطالعه کمی درباره برگزاري آیین ها و رسم هایی که همگانی است و جنبه خانوادگی دارد آسان نیست، و تنها می توان نمونه هایی انگشت شمار را مشاهده و مطالعه کرد .

امروز نمود برگزاري آیین و رسم شب یلدا را میتوان در روزهاي بیست و نهم و سی ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي میوه و آجیل فروشی ها دید. این خریدها تا پاسی از شب یلدا ادامه دارد. در آخرین لحظه ها نیز کسانی را می بینیم که از سر کار برگشته و میوه هایی چون خربزه و هندوانه و انار را که به آسانی نمی توان در بخچال نگهداري کرد، می خرند .

باشد که این جشن و آیین، که در حد جشن نوروز و به روایتی، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگونی هاي فنی و صنعتی امروز، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگی و قومی و تاریخی این مرز و بوم، به دست فراموشی سپرده نشود .

شب هاي غم آبستن روز طرب است یوسف روز ز چاه شب یلدا آید

ایرانیان قدیم شادي و نشاط را از موهبت هاي خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده هاي اهریمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوري و شب یلدا و سنت هاي دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است که ایرانیان پس از رهایی از بیدادگري و ستم به شکرانه بازیافتن آزادي، جشن برپا می ساختند و پیروزي نیکی بر بدي و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.

شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در دوران کهن، شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می کردند که شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پلیدي و تباهی در آن راه نیابد. شب یلدا طولانی ترین شب ها است. یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد. و چون فرداي این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می گیرند. در ایران کهن هر یک از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، که نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. در هر ماه روزي را که نام روز با نام ماه یکی باشد، جشن می گرفتند . دي ماه، در ایران کهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستین روز دي ماه و روزهاي هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزي که نام ماه ونام روز یکی بود. و در این سی روز ماه، سه روز آن (دي) نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند.

امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دي ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدي و درازترین شب سال. یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است .واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است . ولادت خورشید ( مهر و میترا ) و رومیان آن را ( ناتالیس انویکتوس ) یعنی روز ( تولد مهر شکست ناپذیر ) نامند.

اجداد ما این شب را تا به صبح به جشن و پایکوبی به گرد آتش ، می پرداختند ، برخوانی الوان از میوه هایی چون هندوانه، خربزه، انار، سیب، خرمالو و به می نشستند. این میوها هریک بار معنایی نمادین با خود دارد، هندوانه که قاچ هاي مدور می خورد چون خورشید، یادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش است.

انار صندوقچه دانه هاي مروارید ، سرخ که خود نماد تناسل نسل و زایش است و شب چره هایی که با شکستن آن شادي را با خود به همراه می آورد و دمی همه را از حرف زدن باز می دارد.

پایان فصل خزان و فرارسیدن سرما و دگرگونی رنگ زمین از زردي خزان به سفیدي عشق و محبت را ایرانیان از دیرباز در شبی بلند و مهربانگرامی می دارند. جاي جاي ایران زمین به عنوان سرزمینی کهن با کوله باري مملو از آیین هاي هزاران ساله، " یلدا " بلندترین شب سال را به گونه اي خاص و برگرفته از آیین ها و سنت هاي بومی منطقه به صبح می رسانند. آیین هاي شب یلدا گرچه در گذر ایام دستخوش تغییراتی شده اما همچنان در سنت هاي مناطق مختلف کشور مورد توجه قرار دارد. هرچند که زندگی ماشینی و گرفتاري هاي روزمره ، موجب ایجاد فاصله میان مردم ایران با سنت ها و آیین هاي گذشته شده ، اما هنوز هم جلوه ها و نمادهاي از سنت هاي ویژه اي از ایران باستان در ایامی مانند شب یلدا و نوروز به چشم می خورد. نکته زیبا و بیادماندنی بلندترین شب سال در این است که همه ایرانیان اعم ازفارس،ترك،کرد،لر،بلوچ و عرب،شب یلدا را شب جشن،شادي، دور هم نشینی ، مهرورزي،دوستی و صداقت می دانند. آنچه در این میان و برگزاري آیین هاي ویژه شب یلدا جالب است شباهت هاي جشن کریسمس به یلدا است، مورخان می گویند این جشن گرچه متعلق به مسیحیان است اما در اصل از ایران باستان و آیین"مهر"(میترائیسم) گرفته شده و به همین دلیل، با دي و شب یلداي ایرانی همزادي و اشتراکات فراواندارد.

زمان "کریسمس" اکنون نیز میان شاخه هاي مختلف مسیحیت اعم از ارتدوکس ، کاتولیک و پروتستانها، متفاوت است و هریک، مبنایی را براي آن تعیین کرده اند گرچه همگی به سالروز تولد "مهر" (میترا) خداي پاکی در ایران باستان نزدیکند. با یلدا واپسین ساعات خزان گذر می کند و صداي پاي زمستان با سوزي سرد اما نوازشگر به گوش می رسد.خیانها شلوغ و پر رفت و آمد است انگار نفس گرم شب یلدا و دور هم نشستن، سوز سرما را از یاد برده است. شب یلدا در خراسان به " شب چله " معروف و داراي پیشنیه دیرینه اي است و مردم دراین شب با شرکت در شب نشینی هاي طولانی و خوردن انواع میوه و تنقلات سعی در بهتر گذراندن طولانی ترین شب سال دارند.

مردم این منطقه براي استقبال نخستین روز از سردترین فصل سال تا آنجا که توان مالی دارند ، در خرید میوه هاي مخصوص شب یلدا مانند هندوانه ، انار و خربزه کوتاهی نمی کنند. بردن هدیه به خانه عروس با عنوان " شب چله اي " از دیگر مراسم شب یلدا در استان خراسان به ویژه مناطق جنوبی این استان است. در این شب براي دخترانی که به تازگی نامزد شده اند،ازسوي خانواده داماد، هدایایی فرستاده می شود و خانواده هاي عروس و داماد دور هم جمع می شوند. در این شب افراد با جمع شدن در خانه بزرگ فامیل، خواندن شعر و داستان، خوردن شیرینی ، آجیل و انواع تنقلات، بلندترین شب سال تا پاسی از شب بیدار می مانند. یکی از آیین هاي ویژه شب یلدا در استان خراسان جنوبی برگزاري مراسم "کف زدن" است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به "بیخ" مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام "تغار" می ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته اي از چوب هاي نازك درخت انار به نام "دسته گز" مایع مزبور را آنقدر هم می زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته براي پذیرایی مهمانان برده میشود.

در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف ها با پرتاب آن به سوي همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادي و نشاط را به جمع مهمانان می افزایند. اما در استان اصفهان نیز از قدیم الایام آیین هاي ویژه اي وجود داشته که کم و بیش هنوز هم ادامه دارد.به باور اصفهانی هاي قدیم ، زمستان به دو بخش "چله" و "چله کوچیکه" تقسیم می شد که موعد چله از اول دیماه تا 10 بهمن بود اما "چله کوچیکه" از دهم بهمن آغاز می شد و تا سی بهمن ادامه داشت. البته آیین برگزاري شب چله در اصفهان به دو نام"چله زري" (ماده) و"عمو چله"(نر) تقسیم می شود زیرا از گذشته تاکنون همه موجودات و اشیاء را بر اساس جنس مذکر و مونث تقسیم میکردند.

اصفهانی ها دوشب را به عنوان شب چله برپا می کردند و آیین هاي مخصوص به این شب را به جا می آوردند.آیین شب چله در شهر اصفهان خانوادگی برگزار می شده است و خانواده هاي اصفهانی با پهن کردن سفره یی با عنوان " سفره شب چله " ، این شب را گرامی می داشتند. هندوانه به عنوان نمادي کروي که برونش سبز و درونش قرمز است و سمبل خورشید محسوب می شود،به عنوان مهمترین میوه بر سر سفره چله قرار می گیرد. از دیگر بخشهاي این آیین در اصفهان قدیم پهن کردن تمام البسه و رخت خوابها در هواي آزاد بویژه در مقابل خورشید با هدف خوش آمدگویی به "عمو چله" و "چله زري" بوده است. در استان کرمانشاه نیز که از شهرهاي باستانی و کهن ایران زمین است ، شب یلدا از جایگاه ویژه اي در میان مردم برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شکوهی همراه است. مردم استان کرمانشاه براساس آیینی کهن در این شب بیدار می مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردي کنند. میوه هایی نیز دراین شب خورده می شود که به گونه اي نمادي از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموي زرد ، قصه هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حکایت حسین کرد شبستري و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی کرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در کرمانشاه بود. آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل که معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می رفتند و باتکاندن برفهاي زمستان از لباس هایشان در گرماي آرامش بخش کرسی فرو می رفتند. افراد فامیل بر سر یک سفره باهم شام می خوردند و بر روي سفره مخصوص این شب خوردنیهاي متنوعی چیده می شد. خوردنی هایی از قبیل آجیل ، راحت الحلقوم، مشکل گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف " نان پنجره اي، کاك و نان برنجی "، و میوه هایی چون انار، سیب و هندوانه که نگین این سفره بود. یکی از آداب زیبایی که شب یلدا در استان کرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است که مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشکلات خود در زندگی قرار می دهند.همچنین دختران دم بخت با این کار از باز شدن بخت خود در آن سال خبري می گرفتند.

مردم استان زاهدان نیز براساس یک سنت دیرینه در شب یلدا در خانه بزرگ قوم خویش گردهم می آیند و به قصه هایی که پدربزرگ ها و مادر بزرگ ها برایشان نقل می کنند گوش می دهند. برگزاري جشن ها و نشست هاي خانوادگی همراه باگروهی از اعتقادات اسطوره اي، شبی خاطره انگیزرابراي خانواده هاي زاهدانی به خصوص کودکان ونوجوانان فراهم می کند. گفتن قصه ، گرفتن فال حافظ ، بازي هاي دسته جمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره رااز سرگرمی هاي شب یلدا در این منطقه عنوان کرد.

استان آذربایجان شرقی نیز به عنوان یکی از خطه هاي زرخیز ایران زمین براي زنده نگه داشتن این شب بیادماندنی براي خود آداب و رسوم ویژه اي دارند که به پاره اي از آنان اشاره می شود. اکثر مردم آذربایجان در شب یلدا "چیلله قارپیزي" (هندوانه چله) می خورند و معتقدند باخوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تاثیر نداشته و اصلا سرماي زمستان را حس نمی کنند. در بیشتر شهرها و روستاهاي آذربایجان شرقی رسم بر این است که کسانی که نامزد هستند در دوران نامزدي در این شب براي نامزدهاي خود " خوانچه " طبق می فرستند و اقوام در هر چه بهتربودن این خوانچه ها کمک می کنند. محتویات خوانچه ها عبارتند از شیرینی ، پرتقال ، سیب ، انار، هندوانه ، آیینه و پارچه که با پولک و تور تزیین می شود. هنگام غروب ،زنان فامیل هدایایی به رسم یاري به منزل داماد آورده و به جشن و پایکوبی می پردازند. سپس طبق هاي آماده را بر سر افرادي که معین شده قرار داده و روانه خانه عروس می کنند و مادر عروس پس از تحویل طبق ها، هدایاي مانند پول، شیرینی، جوراب و دستمال به آنها می دهد. فرداي این شب مادر دختر تمام طبق ها را در اتاق میهمان چیده و از زنان فامیل براي صرف میوه و شیرینی دعوت می کند. همچنین علاوه بر فرستادن سهم چله براي نوعروس، در نخستین سال ازدواج زوج هاي تبریزي، پدر عروس قبل از غروب آفتاب سهم دختر و دامادش را که شامل هندوانه، میوه، آجیل، شیرینی، یک قواره پیراهنی باکفش و چادري روانه منزل آنها می کند. در آذربایجان سابقا که ارتباطات به این آسانی نبود از اواخر تابستان مقدار زیادي هندوانه و خربزه در تور می گذاشتند و آن را از سقف آشپرخانه آویزان می کردند تادر هواي آزاد خراب نشود و یااینکه در کاه قرار می دادند. هندوانه مهمترین خوراك شب چله مردم آذربایجان شرقی است. اغلب مردم در این شب برنج، مرغ و آش شیر پخته و بعداز شام نیز از تنقلات موجود در منزل شامل قاورقا (گندم برشته با شاهدانه)آجیل،لبو، هویچ، حلواي گردو انواع میوه، خربزه، هندوانه و خشکبارهایی چون انگور، بادام و سنجد میل می کنند. ریش سفید خانواده در حالیکه با چاقو هندوانه را می برد، می گوید قادا بلامیزي بو گئجه کسدوخ (بلایاي خودمان را امروز بریدیم) در تبریز پوستهاي میوه و اشغالها را درآب روان ریخته و این رفتار راخوب و خوش یمن می دانند. بعد از خوردن تنقلات و میوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حکایات و داستان هایی از حماسه هاي ملی این سرزمین نظیر، اصلی و کرم، بایاتی خواندن و ضرب المثل پرداخته و تا پاسی از شب به صحبت و گفت و گو مشغول می شوند. زنان معمولا تا پایان چله کوچک خانه تکانی نمی کنند و اعتقاد دارند اگردر طول این دو چله کسی خانه تکانی کند، چله او را نفرین می کند و اگر چله کسی را نفرین کند به نکبت وبدبختی گرفتار می شود.

اما آیین شب یلدا در استان مرکزي از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب " چله بزرگه"، "چله وسطی" و" چله کوچیکه" برگزار می شده و خویشان و دوستان سفره اي از مهر را می گشودند و از هر دري سخنی می گفتند. یکی ازآیین هاي ویژه یلدا، در استان مرکزي دیدار و بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده است. در شب هاي چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور کرسی چوبی جمع می شدند و به قصه هاي بزرگترها گوش می دادند. زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب هاي چله در تکاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می کردند وبراي گذران ساعات خوش در کنار فامیل لحظه شماري می کردند. آنان درسینی هاي قدیمی مسی درفضاي دوده گرفته آشپزخانه هاي قدیمی، انواع میوه و تنقلات به ویژه هندوانه،انگور،تخمه و نخودچی کشمش، و خرما را مهیا می کردند.دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعاي شکر درپاي سفره، همگان در کنار هم،از شادي ها و غم ها، موفقیت ها ، اعتقادات، امیدها و بیم هاشان می گفتند. بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ ، سعدي و فردوسی خاطرات و داستان هاي کهن ایران زمین را براي اعضاي خانواده نقل می کردند. در شب یلدا، بزرگترها با کودکان هم بازي می شدند،"پر یا پوچ"دزد بازي و مشاعره از جمله بازیهایی است که در شب چله در مناطق مختلف استان مرکزي با مشارکت همه اعضاي خانواده رواج داشت.

>> خرید انار شب یلدا

تاریخچه شب یلدا

شرق شناسان و مورخان متفق القولند که ایرانیان چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را که درازترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در کنار یکدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردي روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یک شب طولانی و سیاه که تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند .

خوانده می شد. جشن « ساتورن » مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت که در همان نخستین سده آزاد شدن پیروي از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت کلیسا، کریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند که چهار روز و در سال هاي کبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یکی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند .

آراستن سرو و کاج در کریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریکی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می کردند که تا سال بعد یک نهال سرو دیگر کشت کنند . پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یکم دي ماه) را خور روز و دي گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدي کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان که گرامر تطبیقی زبان هاي آریایی را نوشته است که پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده که دي - به معناي روز - به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده که ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست که انگلیسی یک زبان گرمانیک (خانواده زبانهاي آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان هاي آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دي گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود که مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می کرد .

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادي ایران (کیانیان که از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است :

که ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر کردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نکرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را که انبار کرده اند و خشکبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاري روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شکست تاریکی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید که بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا که به زعم آنان در این شب، تاریکی و سیاهی در اوج خود است .

واژه یلدا، از دوران ساسانیان که متمایل به به کارگیري خط (الفباي از راست به چپ) سریانی شده بودند به کار رفته است. یلدا - همان میلاد به معناي زایش- زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست که هنوز در بسیاري از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوري براي نامیدن بلندترین شب سال، به جاي شب یلدا از واژه مرکب (شب چله روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود . خور روز (دي گان) - یکم دي ماه - در ایران باستان در عین حال روز برابري انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگري را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزي، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهاي متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزي موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

فلسفه یلدا

درباره فلسفه یلدا و جشن گرفتن آن توضیحات زیادي نقل شده است. اینکه ایرانیان عهد باستان تضاد طبیعت را خوب می فهمیدند؛ تضاد سرما و گرما، روشنی و تاریکی و نیکی و بدي.

آنها براي هر قطب، سالاري برگزیدند و یکی را اهریمن و دیگري را اورمزد نامیدند. در این میان، سرما زاده اهریمن بود و بنابراین، در طولانی ترین شب از شب هاي سرد سال، گرد هم تا صبح در کنار نور و روشنایی بیدار می نشستند تا از پلیدي اهریمن در امان باشند.

در قدیم که آتش روشنایی بخش خانه ها بود، همگی تا صبح در کنار آتش می نشستند و از خاموش شدن آن جلوگیري می کردند، چرا که معتقد بودند در خاموشی، ارواح زیانگر به خانه می تازند. می « شکست » به باور پیشینیان، در پایان این شب دراز که آن را اهریمنی و نامبارك می دانستند، عاقبت تاریکی زاده می شود و روزها رو به بلندي می روند. « خورشید » . می شود « پیروز » خورد و روشنایی این نقل از فلسفه شب نشینی هر چند با جشن گرفتن آن سازگار نیست، می تواند بیانگر توجیهی از لزوم شب نشینی و شب زنده داري در شب یلدا براي عوام باشد زیرا بدیهی است که ایرانیان با تاریخ درخشان تمدن و فرهنگ و اینکه بدون ابزارهاي دقیق امروزي آغاز و پایان فصول را دقیق مشخصمی کردند، نمی توانستند براساس این خرافات سنت گذار باشند.

به طور کلی، نکات زیر را می توان به عنوان عوامل موثر بر اهمیت دادن و جشن گرفتن شب یلدا در ایران باستان نام برد:مهربانی: ایرانیان باستان، یلدا را شب تولد میترا یا الهه مهر می نامیدند و آن را پاس می داشتند، از این رو در این شب هر کس سعی می کرد مهربان باشد و بر مهربانی دیگران ارج گذارد.شادي: شاد زیستن و بانشاط بودن بخشی از فرهنگ زیستی ایرانیان باستان بود که این رویکرد برگرفته از روح زیبا، طبع سلیم و ذوق سرشار آنان بود.

از آنجا که شب یلدا طولانی ترین و تاریک ترین شب سال است و تاریکی مظهر اهریمن و پلیدي، می توانست به خاستگاهی براي غمبار بودن و یأس تبدیل شود، اما ایرانیان با نگاه مثبت به این فرصت و شادي کردن در این شب، آن را مقهور روح لطیف و زیباپسند خود کرده اند و یلدا را به یکی از زیباترین شب هاي سال تبدیل نموده اند.

امیدبه زندگی: سخت کوشی و امید به زندگی از دیرباز در فرهنگ ایرانی جایگاهی ویژه داشت و بنابراین روح سرشار از نشاط ایرانیان همیشه به دنبال آن بود که از شرایط سخت زندگی به در آمده و به زندگی همراه با سلامت، تندرستی و شادي ادامه دهد و در شب یلدا که سیاهی، تباهی و ناراستی مستولی است، امید به روشنایی، بهزیستی و راستی که به زودي خواهد آمد، طلیعه آغاز دوباره زندگی است.

شباهت یلدا با جشن هاي دیگر اقوام

جشن انقلاب زمستانی در بین دیگر اقوام باستان نیز رایج بوده است. در روم باستان و همزمان با ترویج مسیحیت، پرستش سول اینویکتوس (خورشید شکست ناپذیر) ایزد پاگان رومی بسیار شایع بود و رومیان میلاد او را در زمان انقلاب زمستانی جشن میگرفتند. سول اینویکتوس در آیین میترائیسم رومی نیز نقشی ویژه داشت و حتی میتراس (معادل یونانی میترا ایزد باستان ایرانی) لقب خورشید شکست ناپذیر را داشت.

محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداري و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم مدیون است و براي نمونه تقویم کلیساها، بسیاري از بقایاي مراسم و جشنهاي پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزهاي از جشنهاي ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادي با رسمی شدن آیین مسیحیت و به آیینهاي رازورزي در اروپا و ◌ٔ فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد. هنگام توسعه سرزمینهاي تحت فرمانروایی امپراتوري روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز 17 دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام مینهادند. این جشن تا هفت روز ادامه مییافت و انقلاب زمستانی را شامل میشد. از آنجا که رومیان از گاهشماري یولیانی در محاسبات خود استفاده میکردند روز انقلاب زمستانی به جاي 21 یا 22 دسامبر حدوداً در 25 دسامبر واقع میشد. فرانتس کومون، باستانشناس بلژیکی و بنیانگذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) میدانند اما این ایده از دهه 1970 میلادي به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادلهبرانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیاي روم و یونان باستان تبدیل شده است. جشن تولد میترا تنها آئینی نیست که به مسیحیت راه پیدا کرده است.

میان سنتهاي مسیحیان و آئین میترائیسم شباهتهاي زیادي وجود دارد. امروزه تمام مسیحیانی که تولد عیسی مسیح را جشن میگیرند هنوز هم در روز جشن شومینه و شمعهایشان را روشن نگاه میدارند، درخت کریسمس را با چراغهاي کوچک نورانی تزئین میکنند، شب زنده داري میکنند و غذاهاي مخصوص و ویژه میخورند؛ به دید و بازدید یکدیگر میروند و این مناسبت را در کنار دوستان و اقوامشان جشن میگیرند؛ درست نظیر همان سنتی که ایرانیان باستان در شب یلدا برگزار میکردند. کریسمس و یلدا تنها نمونهاي از بسیاري از باورها، آداب و رسوم، نمادها، داستانها و افسانههاي مشترکی هستند که مردم ملل مختلف و مذاهب مختلف را به هم پیوند میزنند.

شب چله در مکان ها مختلف

انار و هندوانه را که در کنار هم ببینی نمیتوانی یاد چیزي جز یلدا بیفتی. شبی که میگویند خورشید در آن متولد شده است و هر روز که از آن میگذرد، یک دقیقه به طول روز اضافه میشود.

هرچند این روزها براي ما یلدا تولد خورشید است اما براي ایرانیان قدیم بیشتر طولانیترین شب سال بود. شبی نحس که اهریمن تاریکی در آن تركتازي میکرد.

براي همین بود که ایرانیها در آن تا تولد خورشید دور آتش جمع میشدند و سفره پهن میکردند. ایرانیان باستان براي آنکه شب یلدا را به رغم اهریمن بدکنش به خوشی بگذرانند، آخرین بازماندههاي میوههاي پاییزي را جمع میکردند و بر سفرهشان میگذاشتند و آن را نثار اهورامزدا میکردند.

یلدا، چنانکه اغلب فرهنگها آوردهاند، ماخوذ از » : خبرگزاري میراث فرهنگی در گزارشی در مورد یلدا آورده است سریانی به معنی میلاد عربی است؛ چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق میکردند، از اینرو، بدین نام خوانده شده است. چون ایرانیان این شب را شب تولد میترا (مهر) میدانستند، آن را با تلفظ سریانیش پذیرفتند و در واقع، یلدا با اروپایی که در 25 دسامبر تثبیت شده، معادل است. بنابراین، نوئل اروپایی همان شب یلدا یا شب چله (Noël) نوئل«. ایرانی است

یلدا در گوشه و کنار ایران

همه ایرانیها سیامین شب آذر ماه هر سال را با نام شب تولد خورشید جشن میگیرند. جشنی ملی که براي همه در یک روز برگزار میشود. با این حال در هر گوشهاي رسمی برگزار میشود که جشن آنها را از دیگران متمایز میکند.

بختیاريها: اگر شب یلدا را در میان قوم بختیاري بگذرانید به جاي حافظ همیشگی سفره یلدا شاهنامه فردوسی را میبینید و به جاي فال حافظ بساط شاهنامهخوانی برپاست. میگویند در شب یلدا در استان چهارمحال و بختیاري که بیشتر بختیاريهاي ایران آنجا سکونت دارند، چند خانواده دور هم جمع میشوند و کسانی که شاهنامه را از حفظ هستند براي دیگران میخوانند. خیلی پیش آمده که کسانی که شاهنامه را از بر میخوانند حتی سواد خواندن و نوشتن نداشته باشند. بختیاريها اعتقاد دارند در شب یلدا، ماست، شیر، پنیر، کنجد، کدو و نان جوي که خورده شود تا پایان سال موجب فزونی و فراوانی نعمت میشود و باعث میشود که تا سال بعد از این نعمتها بخورند. شب یلدا در قوم بختیاري به عنوان شب چله خوانده میشود. بختیاريها در این شب کدو تنبلهاي بزرگی که نماد خورشید را براي آنها دارد، آبپز میکنند و آنرا به صورت ریز ریز شده در آش کشک میخورند.

رسم جالبی که در میان بختیاريها رواج دارد ، به این صورت که نانهاي محلی به نام گرده را با قطر زیاد آماده میکنند. بین این نان مهره آبی رنگی به نام لپک میگذارند. در شب یلدا نان را تقسیم میکنند و هر کس که در قطعه نان او لپک جاي دارد، به بخت و اقبال معروف شده و او را شانسخانه میدانند.

ایلامیها: مردم ایلام معمولا هندوانه را از یک ماه پیش خریداري کرده و در خانه براي شب یلدا نگهداري میکنند. معمولا در این شب همه اقوام در منزل یکی از بزرگان فامیل جمع شده و این شب را با گفتن داستانهاي قدیمی تا پاسی از شب میگذرانند.

یکی از آیینهاي ویژه این شب که در قدیم بین مردم این استان رواج داشته سنت "شلی ملی" است . در این شب عدهاي از کودکان به بالاي پشتبام خانههاي شهروندان مختلف میرفتند و با آویزان کردن سبدي از طریق طناب به درون خانه همسایه و تکرار بیتهاي موزون خواستار شریک شدن آنان در تنقلات میشدند. هر خانواده هم بر حسب توان خود مقداري از تنقلات و میوه خود را در داخل سبد قرار میدادند.

الموت: حضور بر سر مزار از دسترفتگان قبل از غروب آفتاب یکی از مهمترین رسوم است البته با روشن کردن شمع و یا فانوسگذاري و روشن گذاشتن چند نقطه به وسیله آتش. این رسم در بیشتر روستاهاي الموت باقی مانده. از غذاي آماده شده آن شب براي بستگان، همسایگان و براي خانوادههایی که تازه وصلت انجام پذیرفته و فامیل و وابسته شدهاند برده میشود و اگر در آن شب گذرتان بر هر خانهاي افتاد با انواع غذاها روبهرو میشوید.

لحظاتی بعد از شام گروهی با نقابی که به چهره دارند در کوچه و پس کوچه به راه افتاده و با آواز و ترانههاي مخصوص صاحبخانه را از آمدنشان مطلع میسازند و صاحب خانه با چیزهاي موجود در خانه به آنها هدیه میدهد.

مردم ایران در شهرها و روستاهاي مختلف با توجه به فرهنگ، آداب و رسوم ویژهي خود شب چله را جشن میگیرند، که در اینجا به طور مختصر، به ذکر چگونگی برگزاري این جشن عمومی و خانوادگی در چند منطقه و شهر ایران میپردازیم:

خراسان: خراسانیها معتقدند که در شب چله، باید از میوههایی که داراي خواصویژهاي هستند خورد تا سال آینده خواص آنها در بدن باقی بماند. این میوهها شامل هویج، گلابی، انار، زیتون سبز، خربزه و هندوانه است، که در میان و « گرمیت مغز » میوهها، هندوانه از میوههاي اصلی است که باید در شب چله خورده شود. چراکه میگویند هندوانه را دفع میکند. همچنین معتقدند هرکسدر شب چله هندوانه بخورد جگرش لک برنمیدارد. البته « سوزندگی جگر » بعد از خوردن هندوانه، رسم براین است که پوست هندوانه را به پشت بام همسایه میاندازند تا اگر استطاعت خرید این میوه را ندارد پوست آنرا بتراشد و بخورد و این عمل تا بام همسایهي هفتم ادامه دارد. از مراسم دیگر این شب فرستادن خوانچه میوه است که از طرف داماد و براي خانواده عروس فرستاده میشود. این خوانچه، پر از میوه با هدایاي مناسب از قبیل قواره پارچه، دستبند یا گردن بند براي عروس است. در این خوانچه باید لااقل هفت رنگ میوه ( انار، انگور، پرتقال، سیب، گلابی، هندوانه و…) وجود داشته باشد.

شیراز: اکثر خانوادهها در شیراز همانند شهرهاي دیگر ایران، این شب را به شب زندهداري میپردازند، آنها از دوستان و آشنایان خود دعوت میکنند و براي پذیرایی میهمانان سفرهاي میگسترند که بیشباهت به سفرهي هفت سین نوروز نیست. در این سفره آینه، قاب عکس حضرت علی، دولاله و چند شمع روشن، اسفند و انواع تنقلات شامل نخودچی، کشمش، حلواي ارده و آجیل مشکل گشا، رنگینک، ارده شیره، خرما، انجیر، به همراه چند شاخه گل قرار میگیرد. غذاي ویژه شیرازيها در این شب هویج پلو به همراه کشمش، مغز گردو و رب است. در این شب، همهي افراد خانواده تا دیر وقت به شوخی، گفتگو، خاطره گویی و مشاعره میپردازند و گرفتن فال حافظ بخصوص در این شب رواج فراوان دارد.

مازندران: دو روز مانده به شب چله، در نقاط مختلف مازندران مردم به تهیهي مقدمات این شب میپردازند و بعد از غروب آفتاب، آن شب را جمع شده و دور کرسی مینشینند و سالمندان حاضر در مجلس به تعریف از سردي زمستان و دورههاي یخبندان گذشته، داستانها و افسانههاي میپردازند. آنها بعد از صرف شام و چاي، روي کرسی، سفرهاي پهن میکنند که در آن سفره، خوراکیهایی از قبیل: پرتقال، نخود برشته، کشمش، بادام شیرین، نارنگی، سیب، لیموترش، خربزه و هندوانه که شاه میوه این مجلس است، به اضافه انواع تنقلات و شیرینیهاي محلی وجود دارد. افراد خانوادهها به شوخی، بذله گویی و گفت و شنود و تفال به دیوان حافظ میپردازند. در پایان جشن، هر نفر با چشمهاي بسته تعدادي گردو برداشته و هنگام خواب زیر تشک خود گذاشته و صبح گردوها را میشکند اگر مغز آن سفید و خوب بود، نیتاش برآورده میشود. همچنین در این شب براي دخترانی که نامزد دارند، از طرف میفرستند. داماد در این خوانچه، تمام چیزهایی که براي شب چله لازم است به اضافهي ماهی و « خرجی » داماد مرغ قرار میدهد و بعد از غروب آفتاب به خانهي همسر آینده خود میفرستد. مردم مازندران معتقدند که اگر در این شب ننه سرما گریه کند، هوا بارانی و اگر پنبههاي توي لحاف را بریزد بیرون برف و اگر گردنبند خود را پاره کند تگرگ میبارد.

گیلان: در گیلان و شهرها و روستاهاي آن، شب چله را جشن میگیرند، و هرکس بنا به توانایی مالی خود میوه و آجیل تهیه میکند. میوهها شامل: انار، لیمو، پرتقال و هندوانه است. مردم گیلان، خوردن هندوانه را واجب و مفید میدانند. آنها هندوانههایی که محصول بوستان خودشان بوده را براي شب چله در ساقههاي برنج بافته شده نگه میدارند. افراد خانواده با چند خانواده که خویش و قوم هستند، در یک جا برگرد سفرهاي جمع میشوند وبه گفتگو و ترانه خوانی و بزن و بکوب میپردازند.

میفرستند که اگر این کار را نکنند به علت ترك « شب چله گر » کسانی که نامزد دارند براي همسر آیندهي خود رسم، مورد سرزنشخانوادهي عروس قرار میگیرند.

لرستان: مردم لرستان در شب چله، با گوسفند یا بوقلمونی که براي شب چله، پروار و چاق کردهاند غذا تهیه میکنند. افراد خانوادهها به همراه بزرگان خانوادهها دور هم جمع میشوند، به گرفتن فال و تعریف داستان و خاطره میپردازند. آنها براي این شب مانند دیگر شهرهاي ایران انواع تنقلات و میوهها، خربزه و هندوانه تهیه میکنند. در شب چله نیز نوجوانان و جوانان محلههاي مختلف در لرستان، به گروههاي دو یا چهار نفري تقسیم شده و به پشت بام خانه ها میروند و از مسیر دودکش بخاريهاي خاموش خانه هاي قدیمی یا جلو پنجرهها، شال میفرستند و با خواندن ترانههاي مخصوص این شب تقاضاي آجیل و تنقلات میکنند و صاحب خانه نیز مقداري از مواد خوراکی آن شب را به پرشال میبندد و با تکان دادن شال اشاره میکند که بالا بکشند. البته در همهي مناطق کشور در این شب و روز پس از آن، آیینهاي ویژهاي انجام میشود که به سبب مختصر بودن این نوشتار، از وارد شدن به همهي آنها معذور بودیم. البته شباهت در آیینها. خود از دلایلی بود که ما را به گزینش و ارائه آیینهاي چند استان و منطقه محدود داشت.

>> خرید انار شب یلدا

یلدا آن سوي مرزها

اما سنتهاي یلدا به درون مرزهاي ایران ختم نمیشود. سنت یلدا همراه با ایرانیها در گوشه و کنار دنیا منتشر شده است. از ژاپن گرفته تا آمریکا در شب 30 آذر ماه هر سال عدهاي هستند که تولد خورشید را جشن میگیرند.

در کشورهایی که جمعیت ایرانیها بیشتر است معمولا مغازهها هم اجناس مربوط به سفره یلدا را میفروشند و یلداهرچند هیچوقت شبیه یلداهاي ایران نمیشود اما رنگ و بوي ایران را دارد.

در کشورهایی که جمعیت ایرانیها اندك است یلدا معمولا بهانهاي است براي دور هم جمع شدن. سخن گفتن بهزبان مادري و یاد گذشتهها بودن.

راز شب یلدا

وقتی برگ ریزان پاییز به ایستگاه آخر می رسد و زمستان برفی براي پوشیدن لباس سفیدش آماده می شود، یلدا میان این رفت و آمد فصل ها، جشنی به اندازه طولانی ترین شب سال بر پا می کند. سال هاست شب چله یا همان شب یلدا، بهانه اي می شود تا خانواده هاي ایرانی دور همدیگر جمع شوند و طولانی ترین شب سال را جشن بگیرند.

گرچه در عصر ما، مردم شب یلدا را با شیرینی، تنقلات و دید و بازدیدها گرامی می دارند و این شب براي ما با هندوانه هاي روي سفره ها تداعی می شود، اما نباید فراموش کنیم که این شب نه فقط متعلق به دوره ماست و نه فقط به مراسم امروزي ختم می شود.

در واقع، شب یلدا فقط منحصر به دوره ما نمی شود و اینطور نیست که گمان کنیم شب چله فقط در زمان ما به عنوان جشنی عمومی مطرح شده باشد، بلکه این آیین ملی، تاریخ دیرینه اي را هم با خود به دوش می کشد. ایرانیان باستان نیز با وجود آن که از امکانات پیشرفته علم نجوم بی بهره بودند، اما بخوبی می دانستند آخرین شب فصل پاییز، اندکی از سایر شب ها طولانی تر است.

البته شاید عنوان شود چند دقیقه اضافه تر یا کمتر که دلیلی براي برپایی یک جشن ملی نمی شود، اما در گذشته هم مرسوم بوده که ایرانی ها براي طبیعت، گردش ایام و هر تغییر طبیعی در محیط پیرامونشان، احترام و ارزش خاصی قائل بودند.

به طور مثال، جشن هایی مثل تیرگان در ماه تیر یا مهرگان در ماه مهر به گونه اي در سراسر تاریخ ایران زمین پراکنده است که می توانیم بگوییم ایرانی ها براي هر ماه سال و گاهی براي هر روز از بعضی ماه ها، جشن هاي مفصلی برپا می کردند.

وقتی خورشید به دنیا می آید

یلدا به معناي تولد است و ایرانیان باستان معتقد بودند پس از شب یلدا، خورشید دوباره متولد می شود و با تابش بیشتري بر زمین می تابد.

نباید از خاطر ببریم در روزگاري نه چندان دور، کشور ما مهد علوم روز جهان بوده است و منجمان بزرگی همچونفارابی، خواجه نصیرالدین طوسی و ابن سینا سرآمد عالمان علم طبیعی در عصر خود بودند و به خاطر همین اشراف ایرانی ها بر علم نجوم، خیلی دور از ذهن نیست که مردم شناسان معتقدند، راز شب یلدا و تاریخچه این شب طولانی در ایران، قدمتی بالغ بر 7000 سال دارد. به باور ایرانیان باستان، در این شب، مهر یا همان خورشید زاییده می شود. ایرانی ها بر این گمان بودند که در این زاییده می شود و این زایش، براي آنان همراه با خیر و برکت خواهد بود. « میترا » شب، الهه مهر به نام در زمانی که الهه ها در ایران نفوذ زیادي داشتند و سمبل بسیاري از موهبت هاي الهی به حساب می آمدند، الهه مهر یا همان میترا، علاوه بر این که سمبل روشنایی خورشید بود، به عنوان الهه آب ها، دریاها و حتی ایزد جنگ و پیروزي نیز شناخته می شد.

ایرانی ها براي بسیاري از نعمت هایی که در اطرافشان بود، همچون باد و باران و ماه الهه هایی داشتند و با توجه به این که سرآمد نعمت هاي پیرامون انسان، خورشید است که به حیات آدمی، گرما و هستی می بخشد، الهه مهر در نزد ایرانی ها مقام بسیار والایی داشته است و به طور طبیعی، باید تصور کرد همان شبی هم که در ذهن ایرانیان باستان، الهه مهر متولد می شود، باید شبی بزرگ و مهم باشد.

حتی روایت شده است که ایرانی هاي عصر پیشین، براي دیدن طلوع خورشید، تا خود صبح بیدار می ماندند و با خوردن میوه ها و شیرینی هاي متنوع، این شب طولانی را تا سپیده دم جشن می گرفتند. یکی از سنت هاي بسیار زیبایی که در این شب بین ایرانی ها رواج داشته، حضور ضروري سالمندان و ریش سفیدان فامیل در کنار جوانان بوده است. حضور کهنسالان در جمع همان قدر اهمیت داشت که خورشید کهنسال براي انسان ها مهم بود. ایرانیان می گفتند. خور به معنی خورشید « جشن خورروز » باستان، روز پس از شب یلدا را هم جشن می گرفتند و به آن بود و جشن خورشید، هر سال پس از شب یلدا برگزار می شد.

یک روز پس از یلدا، خونریزي به هر نحوي ممنوع بود و هیچ کسی حق نداشت که خون انسان یا حیوانی را بریزد. همین موضوع هم باعث شده بود که مردم در شب یلدا و روز پس از آن، خیالشان راحت باشد که جنگ و کشتاري وجود ندارد و به نوعی می توان عنوان کرد که شب یلدا در ذهن ایرانی ها با صلح و دوستی تداعی می شد. یلدا فقط متعلق به ایرانیان نیست

علاوه بر ایرانیان سراسر کشور که شب یلدا را مظهري از شادي می دانستند، مردمان اقوام دیگر نیز در آخرین شب پاییز، دور هم جمع می شدند و زیبایی این شب بلند را پاس می داشتند. فارسی زبانان کشورهاي تاجیکستان و افغانستان در قرن هاي پیش هم شب یلدا را جشن می گرفتند و این شب میان مردمانی که با زبان پارسی سخن می گفتند نیز عزیز و حتی مقدس بوده است.

بین غیر فارسی زبانان نیز تاریخچه و ردپاي جشن آخرین شب پاییز دیده می شود. به طور مثال، در یونان باستان نیز اگرچه دقیقا به آخرین شب پاییز، یلدا نمی گفتند، اما این شب را جشن می گرفتند و به آن جشن خداوند خورشید می گفتند. حتی گفته می شود مسیحیان سرزمین هاي اروپایی نیز در قرن هاي گذشته، آخرین شب پاییز و تولد حضرت مسیح را با یکدیگر جشن می گرفتند.

مردم کشور باستانی مصر هم حدود 3500 تا 4000 سال قبل، بخوبی می دانستند که در این شب، مدت زمان تاریکی بیشتر از شب هاي قبل است و به بهانه این شب طولانی، تا روزهاي متوالی به شادي و سرور می پرداختند. به هر حال، اگر به تاریخچه شب یلدا نگاهی گذرا بیندازیم، متوجه می شویم این شب نه تنها در ایران، بلکه در بسیاري از کشورها با مفاهیم صلح، دوستی و شادي همراه بوده است و به دلیل همین پتانسیل هاي بالاست که می گوییم فرهنگ ایرانی شب یلدا می تواند به عنوان یک آیین بشردوستانه، حافظ صلح و در بستري از شادي و سرور در اقصی نقاط جهان تکثیر شود.

شب یلدا برگی از تمدن کهن ایران

اهالی مهربان و بی ادعاي این مرز و بوم، روزگاري نه چندان دور، در میان همه سردي و سیاهی زمستان، شبی را پاس میداشتند که پیش از هر چیز نمایشگر انس و الفتی بود که کودکان سرخوش و بزرگترهاي سبک خیال آن زمان، در زیر لحاف سنگین کرسی و بوي زغال سوخته زیر آنرا حس میکردند. داستان کهنه و دوست داشتنی شبهاي دوري است که همه اهالی یک فامیل، آن را به نشانه عشق و صداقت نهفته در دلهاي بی ریا، در جمع ساده و مهربان خود نقل میکردند سوقات آن روزهاي دور، یادگاري از همه آیینهاي فراموش شدهاي است که امروز در کم رنگترین وجه خودنمایی میکند.

ایرانیان قدیم شادي و نشاط را از موهبتهاي خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیدههاي اهریمنی میپنداشتند. شب اول زمستان و درازترین شب سال است و فرداي آن با دمیدن خورشید، روزها « شب چله » شب یلدا یا بزرگتر شده و تابش نور ایزدي افزونی مییابد. این بود که ایرانیان باستان، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید میخواندند و براي آن جشن بزرگی بر پا میکردند.

در سراسر ایران زمین جایی نیست که خوردن هندوانه در شب یلدا جزو آداب و رسوم نباشد، هندوانه میوهاي است که هیچ گاه از قلم نمیافتد، زیرا عده زیادي از مردم معتقدند که اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چله بزرگ و کوچک در زمستان پیش رو سرما و بیماري بر آنها غلبه نخواهد کرد. برگزاري این شب در جاي جاي ایران از تنوع برخوردار است، یکی از مراسم مشترك بردن هدیه شب چله از سوي خانواده داماد براي تازه عروسان است که به نشانه پایبندي و علاقه خانواده داماد به وصلت انجام شده است. به این ترتیب یکی، دو روز قبل از فرارسیدن شب چله مردهاي جوان خنچههاي آراسته به میوه رابه خانه نامزدهاي خود میفرستند و خود به مهمانی خانه عروس میروند، خانواده دختر هم لباس و پارچه نبریده به داماد هدیه میدهند . در گذشته گرد آمدن شب چله دور کرسی با نقل خاطرات شیرین و خواندن کتابهاي داستانی تا نزدیک صبح ادامه مییافت. یکی دیگر از آیینهاي شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است، مردم دیوان اشعار "لسانالغیب" را با نیت بهورزي و شادکامی باز میکنند و فال دل خویشرا از او طلب میکنند .

در برخی دیگر از نقاط ایران "شاهنامه خوانی" رواج دارد، نقل خاطرات و قصه گویی پدربزرگها و مادربزرگها نیز یکی از مواردي است که یلدا را براي خانواده ایرانی دلپذیرتر میکند . در فرهنگ کهن ایرانی، اینها همه ترفندهایی است که خانوادهها گرد هم جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادي سحر کنند. برگزاري مراسم شب چله با همه حقایق و داستانهاي همراه با خود، هنوز در میان ایرانیان از جایگاه ویژهاي برخوردار است.

شب یلدا با حافظ

قرنهاست که طولانی ترین شب سال در خانه هاي ایرانیان با گرمی مراسم یلدا برگزار می شود مراسمی که هنوز گرمایش را به زندگی شهري ، عوض شدن روابط و حتی فاصله ها نداده است ، براي نسل جدید با تازگی و هیجان همراه است و براي نسل قدیم ، غم شیرین گذشته را زنده می کند . در باورهاي قدیم ، شب یلدا طولانی ترین و تاریک ترین شب سال بود ، شب حمله اهریمن براي جلوگیري از تولد خورشید تلقی می شد و مردم در این شب به امید تولد خورشید بیدار می ماندند و شب زنده داري می کردند. شب یلدا و به تعبیري شب چله ، آغاز چله بزرگ است که از اول دي ماه تا 10 بهمن ادامه دارد و این 40 روز نیز سردترین روزهاي سال اند که براساس همان باور قدیمی ، خورشید تازه به دنیا آمده باید بزرگ شود و براي گرم کردن زمین نیرو به دست آورد. چله کوچک نیز از 10 بهمن تا 20 اسفند ادامه دارد و ازاین رو کوچک خوانده میشود که سرماي هوا در آن کمتر است.

شب یلدا از سنتهاي زیبایی است که توانسته همراه با دستاوردهاي جدید هنري و علمی دنیاي نوین ، از گذشته »«. هاي دور خود را حفظ کند شب یلدا از جمله سنتهایی است که به دلیل نوآوري و زیبایی که در ذات خود دارد ، توانسته است ، به رغم همراهی با گونه هاي متفاوت اجتماعی ماهیت خود را حفظ کند. شب یلدا حلقه ارتباطی فصلی و نسلی است بنابراین از گذشته هاي دور با انواع بازي در زندگی هاي شبانی و روستایی همراه بوده است ؛ یعنی برپایی بازي هایی همچون از سرماي زمستان و زندگی طولانی در خانه ها خبر می داد. « کوزه گلی » نماد شب یلدا هندوانه است. میوه اي با پوشش سبز که درون آن قرمزي ویژه اي دارد و این قرمزي نشان گرما و خورشید و نمادي از زندگی و حرکت است و این سرخی در کنار برودت بویژه در گذشته اهمیت ویژه اي داشته است .

یلدا با حافظ

شب یلدا بر دو پایه استوار است ؛ خوردن میوه ها و تنقلات که البته انتخاب هر کدام از آنها فلسفه خاصی دارد و دور هم جمع شدن و گپ زدن که معمولا با حافظ خوانی همراه است.

در گذشته هم فقط افراد فرهیخته و اهل سواد و دانش این شب را با حافظ خوانی و شاهنامه خوانی توام می کردند ، چرا که همه خانواده ها اهل سواد نبودند تا کارهایی مثل حافظ خوانی برایشان لذتبخش باشد. در حال حاضر نیز وضعیت کمابیش به همان منوال است ، یعنی به استثناي خانواده هایی که به فرهنگ و فکر اهمیت می دهند ، بقیه کماکان همان روش را دنبال می کنند و بیشتر هم و غم خود را بر تقویت شکمی قرار می دهند. اگرچه بررسی تطبیقی در زمینه حافظ خوانی در گذشته و حال ممکن نیست ، ولی می توان ادعا کرد در حال حاضر فقط خانواده هاي بافرهنگ به این جنبه شب یلدا می پردازند.

پیشنهادهاي ویژه براي شب یلدا

1 . سفره یلدا را از خیریه بخرید

ظرف هایی که می خواهید در سفره یلدا بگذارید و حتی خوراکی هاي شب چله را از خیریه بخرید. کافی است گشتی در فضاي مجازي بزنید تا از نمایشگاه هاي خیریه اي که قرار است برگزار شود باخبر شوید. شما با خرید مایحتاج تان از این بازارچه ها، تنها به دیگران کمک نمی کنید، بلکه حال خودتان را هم بهتر می کنید.

2. موسیقی یلدایی را فراموش نکنید

شادي شب یلدایتان را با موسیقی هایی که می دانید با سلیقه مهمان هایتان جوردرمی آید کامل کنید. در فهرستی که از این قبل آماده کرده اید، چند موسیقی شاد و آشنا براي همخوانی را انتخاب کنید و چند موسیقی بی کلام و آرام براي لحظات حافظ خوانی. البته بچه ها را هم از این فهرست بیرون نگذارید.

3 . بگویید متشکرم

قدردانی را از همین شب شروع کنید. از همسرتان که در چیدن سفره کمک کرده، از یکی از مهمان ها که برایتان هدیه آورده و از کسانی که در آوردن غذا به شما کمک کرده اند یکی یکی تشکر کنید. به رفتارهاي همه دقت کنید و ببینید دیگران براي شادي و رضایت شما چه می کنند. روانشناسان می گویند قدردانی فقط در دیگران احساسخوبی ایجاد نمی کند، بلکه شما را هم شادتر می کند.

4. هوشیار باشید

تکنیک هاي هوشیاري را به خدمت بگیرید. وقتی در خانه اي که براي تمیز کردنش زحمت کشیده اید قدم برمی دارید، تمیزي را هوشیارانه احساس کنید. وقتی غذا را می چشید، هوشیارانه طعم و عطرش را حس کنید. وقتی در جمع نشسته اید، به آنچه در اطرافتان می گذرد هوشیار باشید و از خاطره ها گرفته تا خنده ها، همه را در ذهن تان ثبت کنید. از کنار هیچ لحظه اي آسان نگذرید.

5. به همدیگر ببازید

یک بازي جذاب اما راحت را انتخاب کنید که همه افراد حاضر بتوانند در آن حضور داشته باشند. بچه ها را جان پیشنهاد ماست اما قطعا بازي هاي آسانی « دبرنا » گذارید و پیرها را فراموش نکنید. پانتومیم یا بازي با کارت هاي که یلداي شما را لذتبخش تر کنند، کم نیستند.

6. یک آرزو را برآورده کنید

نیازي نیست خودتان را ورشکسته کنید. کافی است کمی خلاقیت به خرج دهید و با برآورده کردن یک آرزوي کوچک، همه حاضران جمع را شگفت زده کنید. مادرتان دلتنگ یک دوست است؟ فرزندتان چند روز پیش به یک کلاه پشت ویترین مغازه خیره شده بود؟ همسرتان به کارت حافظه براي تلفن همراهش نیاز دارد یا دوست تان در گوشه دیگري از دنیا یلدا را تنها می گذراند و با یک تلفن حالش زیر و رو می شود؟ کمی به آدم هاي اطرافتان فکر کنید و یک راه تازه را براي آوردن هیجان به این شب بلند پیدا کنید. قرار نیست آرزوي همه اهالی جمع را برآورده کنید. مطمئن باشید ذوق زده شدن یک نفر می تواند حال همه را خوب کند.

7. همه را در این سفره سهیم کنید

براي چیدن سفره شام، خودتان را خسته نکنید. شما بیشتر از آنکه در این شب به یک سفره رنگارنگ نیاز داشته باشید، به آرامش و لب خندان نیاز دارید. شما بیشتر از آنکه در این شب به یک سفره رنگارنگ نیاز داشته باشید، به آرامش و لب خندان نیاز دارید. پس به جاي بی وقفه در آشپزخانه بودن، از همه اعضاي خانواده بخواهید در دیدن تدارکات این شب سهیم باشند. بچه ها می توانند اتاقشان را مرتب کنند و میوه ها را برق بیندازند و همسرتان می تواند دسر را از دستور ساده اي که در یک سایت اینترنتی پیدا کرده اید درست کند. مشارکت همه تنها خستگی شما را کمتر نمی کند، بلکه مهمانی این شب را به اتفاقی لذتبخش تر تبدیل می کند. اگر هم در این میان یکی از اعضاي خانواده خرابکاري به بار آورد عبوس نشوید. بگذارید به جاي بی عیب و نقص بودن سفره شما، خنده ها و خاطرات خوشایندو ناخوشایند حاصل این شب باشد.

8. دوربین بان شوید

به جاي عکس یادگاري، یک دوربین به گردنتان بیندازید و لحظه هاي تاب این شب را ثبت کنید. از شیطنت بچه ها گرفته تا ناخنک زدن هاي سر میز و خنده هاي لحظه بازي، همه را ثبت کنید و قبل از رفتن مهمان ها، عکس هاي این شب را روي سی دي کپی کنید و به آنها هدیه دهید. ماندگار کردن خاطره ها می تواند به اندازه اتفاق افتادنشان خوشایند باشد.

>> خرید انار شب یلدا

0
26 November, 2019

قارچ ، تقویت كننده ی استخوان ها



در گذشته قارچ را از مراتع و جنگل ها جمع می كردند. امروزه دركارگاه های صنعتی تولید و در تمام سال در اكثر مغازه ها وسوپرماركت ها عرضه می گردد.

" قارچ استخوان ها را تقویت می كند، خستگی را رفع می كند و كمبود ویتامینD را جبران می كند."
اكثر مواد غذایی در طبیعت به مقدار كافی ویتامینDدارند؛ مثل ماهی، قارچ و بعضی از انوع پنیرها. معمولاً چون با كمك نور آفتاب در پوست بدن به راحتی ویتامینDتولید می شود ، مقدار كمی ویتامینD لازم داریم . فقط در زمستان وقتی كه نور آفتاب به ندرت به بدنمان می خورد و ما خیلی كم از خانه خارج می شویم و وقتی هم كه خارج می شویم لباسهای كلفت می پوشیم، پوست ما این شانس را ندارد كه از نور آفتاب استفاده كند و تولید ویتامینD نماید. افرادی كه مدت طولانی در تخت هستند و یا اصولاً بیرون نمی روند، غالباً ازكمبود ویتامینD رنج می برند و این امر به استخوان های آنها صدمه می زند. ویتامینD باعث می شود كه كلسیم در روده جذب شده و بلافاصله در استخوانها بكار رود. افراد مسن غالباً به مرض بی آهك شدن استخوان( پوكی استخوان ) مبتلا هستند. آنها بایستی از رژیم غذائی استفاده كنند كه دارای ویتامینD می باشد مثل قارچ. یك پرس قارچ(200 گرم) نیاز روزانه به ویتامینD را تامین می كند.
هر كس به هر دلیلی مدت طولانی در تخت بماند، استخوان هایش بصورت مطلوب ساخته نخواهد شد. از طرف دیگر در اثر كمبود نور خورشید و كمبود ویتامینD بدن قادر به جذب كلسیم نخواهد بود. غالباً این افراد وقتی متوجه نارسائی می شوند كه می خواهند تخت را ترك كنند. با این استخوان های ضعیف بایستی انسان كاملاً مراقب باشد.

به اینگونه افراد توصیه می شود حتی المقدور درهرهفته سه مرتبه،هر بار یك پرس قارچ میل نمایند و بهتر است با شیر و یا محصولات لبنی خورده شود، چه پخته و چه خام بعنوان سالاد مصرف شود

0
16 February, 2019

اپلیکیشن بازرگام برای Android و iOS در دسترس است.